۱۳۹۰ شهریور ۲۰, یکشنبه

عید فطر امسال - خاطرات من


چهارشنبه                                                 1390/06/09
امروز عید فطره. شاید باورتون نشه ولی روز اول ماه رمضونو درست اعلام کرده بودن (!).

اطلاعیه


سلام.
متأسفانه امروز خاطرات خودم رو به نمایش نخواهم گذاشت. به دلیل اینکه دیروز اتفاق خاص و قابل بیانی برای من نیفتاد.
در دوران تعطیلات تابستان چنین اتفاقی بار ها خواهد افتاد. پس از دست من دلگیر نشید.
امیدوارم با فرا رسیدن دوران مدرسه حرف های بیشتری برای گفتن باشه و این وبلاگ پر بارتر و با طراوت تر بشه.
با تشکر. محسن

روز یکشنبه - خاطرات من

سلام.

همونطور که قول داده بودم، خاطرات و ذهنیات دیروزمو براتون می ذارم. 

امید به آنکه به دل شما خوانندگان عزیز بنشیند.

یکشنبه                                        1390/05/30  
امروز ظهر طرفای ساعت یک بود که صدای صحبت کردن مادرم با تلفن منو از خواب بیدار کرد. با خودم گفتم: کاش می تونستم بیشتر بخوابم. چون اون روز، روزه بودم و می خواستم چیزی از گرسنگی حس نکنم.

این وبلاگو تقدیم می کنم به...

من این وبلاگو به همراه عشقی بی انتها تقدیم می کنم به دوست نازنین خودم، راحله.
دوستی که مرا شیفته خود کرده و روزم بی او روز نخواهد شد.
امیدوارم خوشت اومده باشه راحله جان.

توضیحات ابتدایی

سلام دوستان.

من محسن هستم. نوکر همه اونایی که دارن وبلاگمو می بینن.


15 سالمه و می خوام که از این به بعد خاطرات همراه با ذهنیات خودم رو به نمایش بذارم.